خورشید طلوع کرد و سحر شد و صدای پرنده ها میاد ... چشمام گرمه چون خیلی گریه کردم و خوابم نبرد ... دیشب به عمر چیزایی گفتم که نباید میگفتم ، حالم خیلی بد بود .
من باید تغییر کنم . آدم ناسپاسی هستم .
هجر ما را نیست پایان ، الغیاث
درد ما را نیست درمان ، الغیاث
خدایا خودت حافظ خونوادمون باش ♡
برچسب:
نویسنده: پارسا مرادیان